زبان و تفکر، زبان و اجتماع، زبان و فرهنگ

زبان و تفکر، زبان و اجتماع، زبان و فرهنگ

سررشته‌های زبان‌شناختی

پیدایش و تحول کاربردشناسی در زبان‌شناسی مدرن

کاربردشناسی (Pragmatics) امروزه یکی از شاخه‌های اصلی زبان‌شناسی به شمار می‌رود و به مطالعهٔ معنا در بافت، مقاصد گوینده، دانش مشترک میان مشارکان ارتباط و نحوهٔ تفسیر گفته‌ها از سوی مخاطب می‌پردازد. با این حال، کاربردشناسی در شکل کنونی خود محصول تحولی نسبتاً متأخر در مطالعات زبان است. تا نیمهٔ نخست قرن بیستم، بخش عمدهٔ […]

پیدایش و تحول کاربردشناسی در زبان‌شناسی مدرن Read More »

تکواژهای کرنبری و عناصر فسیل‌شده در ساخت‌واژه: بازماندگان تاریخ زبان

یکی از جالب‌ترین پدیده‌ها در ساخت‌واژه (Morphology)، وجود عناصری است که در نگاه نخست شبیه تکواژهای عادی به نظر می‌رسند، اما در واقع دیگر هیچ نقش مستقلی در نظام زندهٔ زبان ندارند. این عناصر که معمولاً با عنوان «تکواژهای کرنبری» (Cranberry Morphemes) یا در معنایی گسترده‌تر «عناصر فسیل‌شده» (Fossilized items) شناخته می‌شوند، بقایای مراحل پیشین

تکواژهای کرنبری و عناصر فسیل‌شده در ساخت‌واژه: بازماندگان تاریخ زبان Read More »

قاب معنایی: از معناشناسی فیلمور تا زبان‌شناسی شناختی

یکی از مهم‌ترین تحولات معناشناسی در نیمهٔ دوم قرن بیستم، گذار از رویکردهای واژه‌محور و مؤلفه‌محور به دیدگاه‌هایی بود که معنا را در ارتباط با تجربه، دانش و ساختارهای شناختی انسان مطالعه می‌کردند. در این میان، مفهوم «قاب معنایی» [1](Semantic Frame) که توسط چارلز جی. فیلمور (Charles J. Fillmore) در دههٔ ۱۹۷۰ مطرح شد، نقشی

قاب معنایی: از معناشناسی فیلمور تا زبان‌شناسی شناختی Read More »

اینفوگرافی برای مفهوم قاب های معنایی فیلمور و زبانشناسی شناختی

آمیزه‌سازی: یکی از پویاترین فرایندهای واژه‌سازی در انگلیسی معاصر

آمیزه‌سازی (Blending) فرایندی است که در آن بخش‌هایی از دو یا چند واژه با یکدیگر ادغام می‌شوند و واژه‌ای جدید پدید می‌آورند. واژهٔ حاصل، که «آمیزه» (Blend) نامیده می‌شود، معمولاً بخشی از ساخت آوایی و معنایی هر یک از واژه‌های مبدأ را در خود حفظ می‌کند. برای مثال، واژهٔ brunch از ادغام breakfast و lunch

آمیزه‌سازی: یکی از پویاترین فرایندهای واژه‌سازی در انگلیسی معاصر Read More »

اینفوگرافی ساختواژه آمیزه

مقایسه‌ای در رده‌شناسی صرفی زبان‌ها

یکی از قدیمی‌ترین و در عین حال همچنان پرکاربردترین شیوه‌های طبقه‌بندی زبان‌ها، رده‌بندی آن‌ها بر اساس ساخت واژه و شیوهٔ بیان اطلاعات دستوری است. زبان‌ها برای بیان مفاهیمی مانند زمان، شمار، شخص، وجه، حالت دستوری یا مالکیت از راهبردهای متفاوتی استفاده می‌کنند. برخی زبان‌ها این اطلاعات را عمدتاً از طریق تکواژهای مستقل و جداگانه بیان

مقایسه‌ای در رده‌شناسی صرفی زبان‌ها Read More »

مقدمه‌ای بر «گذرایی» در زبان‌شناسی نقش‌گرای هالیدی

گذرایی یا فرایندمندی (Transitivity) یکی از بنیادی‌ترین و متمایزترین مفاهیم در زبان‌شناسی نقش‌گرای نظام‌مند (Systemic Functional Linguistics) یا دستور نقش‌گرای نظام‌مند است که توسط مایکل الکساندر کرک‌وود هالیدی (M.A.K. Halliday) مطرح شد. برخلاف برداشت سنتی (برداشت غالب در دستور سنتی) از گذرایی که آن را صرفاً به متعدی یا لازم بودن فعل محدود می‌کند و

مقدمه‌ای بر «گذرایی» در زبان‌شناسی نقش‌گرای هالیدی Read More »

دوزبان‌گونگی (دیگلوسیا)

دوزبان‌گونگی (diglossia) یکی از مفاهیم بنیادی در زبان‌شناسی اجتماعی است که به وضعیتی اشاره دارد که در آن دو گونهٔ زبانی متمایز—یا گاهی دو زبان نزدیک به هم—در یک جامعهٔ زبانی به‌طور هم‌زمان وجود دارند، اما هر یک کارکرد اجتماعی متفاوتی بر عهده دارند. در چنین وضعیتی، استفاده از هر گونهٔ زبانی تابع قواعد نانوشتهٔ

دوزبان‌گونگی (دیگلوسیا) Read More »

مقوله‌های شعاعی در زبان‌شناسی شناختی

یکی از مهم‌ترین دستاوردهای زبان‌شناسی شناختی، تغییر بنیادین در نگاه به «معنا» است. در این رویکرد، معنا نه یک ساختار صوریِ مستقل از انسان، بلکه پدیده‌ای شناختی، تجربه‌محور و عمیقاً وابسته به بدن، ذهن و فرهنگ تلقی می‌شود. زبان‌شناسی شناختی بر این باور است که زبان بازتابی از شیوه‌ای است که انسان جهان را ادراک،

مقوله‌های شعاعی در زبان‌شناسی شناختی Read More »

اشاره‌ای کوتاه به نظر مارتین هاسپِلمات دربارۀ نشان‌داری در زبان

اگر مدتی را صرف مطالعه درباره زبان‌شناسی کرده باشید، احتمالاً به این ایده برخورده‌اید که شماری از واژه‌ها یا صورت‌های دستوری «نشان‌دار» (Marked) هستند، در حالی که برخی دیگر «بی‌نشان» (Unmarked) به شمار می‌روند. معنای این تقسیم‌بندی چیست؟ در این یادداشت گشتی در مفاهیم نشان‌گذاری (Marking) و نشان‌داری (Markedness) می‌زنیم و زبان‌شناسی را معرفی می‌کنیم

اشاره‌ای کوتاه به نظر مارتین هاسپِلمات دربارۀ نشان‌داری در زبان Read More »

اصطلاحات: دریچه‌هایی به ذهن

اصطلاحات – عباراتی مانند سِرّی را فاش کردن، کسی را سر کار گذاشتن، یا دست از کاری شستن – اغلب به عنوان عباراتی عجیب  در نظر گرفته می‌شوند که معنای آن‌ها را نمی‌توان از اجزایشان استنباط کرد. نظریه‌های سنتی زبان‌شناسی مدت‌ها این اصطلاحات را سازه‌هایی دل‌بخواهی (Arbitrary) می‌دانستند که به صورت یکپارچه در واژگان ذهنی

اصطلاحات: دریچه‌هایی به ذهن Read More »