نویسنده: توماس مور دلوین
هریک از ما به شیوهای متفاوت صحبت میکنیم و این واقعیت ساده موجب میشود که زبان هیچگاه حوصلهسربر نباشد. ما درباره اینکه چگونه محل زندگیمان بر نحوه صحبت کردنمان تأثیر میگذارد بسیار صحبت میکنیم — آن نقشههایی که نشان میدهند مردم کجا میگویند «سودا» (Soda) و کجا میگویند «پاپ» (Pop) بینهایت جذاب هستند — اما گویش چیزی فراتر از جغرافیاست. حتی در یک منطقهی مشخص، ممکن است افراد به شیوههای بسیار متفاوتی صحبت کنند؛ شما احتمالاً حتی به همان شیوهای که همخانهایهایتان صحبت میکنند، حرف نمیزنید. مطالعهی اینکه چگونه عوامل اجتماعی بر نحوهی صحبت کردن شما تأثیر میگذارند، زبانشناسی اجتماعی (Sociolinguistics) نامیده میشود و یکی از انواع این گویشها، یکی از انواع این شیوههای متفاوت کاربرد زبان، گویش اجتماعی یا سوسیولکت (Sociolect) نام گرفته است.
«گویش اجتماعی» (سوسیولکت) چیست؟
این اصطلاح ممکن است در همان ابتدا کمی سردرگمی ایجاد کند. برخی افراد، از جمله برخی زبانشناسان، واژه «گویش» (Dialect) را تنها برای اشاره به شیوههای سخن گفتنی به کار میبرند که از نظر جغرافیایی تعریف میشوند. برای مثال، ما مجموعهای کامل درباره گویشهای آمریکایی داریم؛ از کرانههای غربی (انگلیسی کالیفرنیایی) تا کرانههای شرقی (انگلیسی نیوانگلند). و البته، سردرگمیهای زیادی در مورد اینکه چه چیزی یک «زبان» را از یک «گویش» متمایز میکند وجود دارد. برای اینکه مشخص باشد دقیقاً به چه چیزی اشاره میکنید، بهتر است واژه «گویش» را با مقید کردن آن به «گویش جغرافیایی» یا «گویش اجتماعی» مشخص کنید.
با این حال، گویشهای اجتماعی (سوسیولکتها) از زمان پیدایش خود در نقطه مقابل گویشهای (جغرافیایی) قرار گرفتهاند. تعریف مختصر و اولیه پیتر ترادگیل (Peter Trudgill)، زبانشناس، در کتاب «واژهنامه زبانشناسی اجتماعی» چنین بیان میکند: «گونه یا گویشی که تصور میشود به جای پسزمینه جغرافیایی، با پسزمینه اجتماعی گویندگانش مرتبط است.» اگر اصطلاح «پسزمینه اجتماعی» کمی نامشخص و گسترده به نظر میرسد، به این دلیل است که واقعاً همینطور است. این مفهوم باید انعطافپذیر باشد زیرا زبانشناسی اجتماعی حوزه نسبتاً جدیدی است — واژهنامه ترادگیل در سال ۲۰۰۳ منتشر شد — و از این رو، ایدههای ما درباره اینکه چه عواملی میتوانند بر زبان تأثیر بگذارند، دائماً در حال تغییر است.
چه عواملی یک گویش اجتماعی را میسازند؟
اینکه بگوییم یک «گویش اجتماعی» توسط یک گروه اجتماعی تعیین میشود دقیقاً به چه معناست؟ آیا گروه اجتماعی شما همان دوستانتان هستند، یا نسل، جنسیت، یا طبقه اجتماعیتان؟ واقعیت این است که گروه اجتماعی میتواند هر یک از این موارد باشد. در ادامه به برخی از عواملی که میتوانند بر زبان شما تأثیر بگذارند، همراه با مثالهایی که هر کدام را نشان میدهند، اشاره میکنیم:
سن
واضحترین مثال برای اینکه سن چگونه بر زبان مورد استفاده شما تأثیر میگذارد، اصطلاحات عامیانه (Slang) است. جوانان دائماً در حال ابداع اصطلاحات جدید و کنار گذاشتن واژگان قدیمی هستند؛ عمر بسیاری از این واژهها چندان طولانی نیست؛ به همین دلیل است که دیگر هیچکس از واژههایی مثل «groovy» (باحال/معرکه به سبک دهه ۶۰ میلادی) استفاده نمیکند. در این مورد خاص آنچه از حیث اجتماعی بسیار توجهبرانگیز است چرخهی ابدیِ سرزنش کردن نوجوانان است؛ سرزنشهایی که بزرگسالان به علتِ نگرانی از «نابود شدن» زبان در حق جوانان روا میدارند؛ جالب آنکه آن بزرگسالان خود روزی جوانان یا نوجوانانی بودهاند که به خاطر «نابود کردن» زبان سرزنش میشدند.
با این حال، تفاوتهای سنی چیزی فراتر از واژهها و اصطلاحات روزمره و امروزی است. تلفظ نیز میتواند بسته به سن شما متفاوت باشد. یک مثال معروف در زبان انگلیسی، پسوند اسم مصدر یعنی ing– است. اگر به نحوه ادای کلماتی مانند «working» دقت کنید، برخی افراد آن را «workin» (بدون صدای g در انتها) و برخی دیگر آن را به وضوح «working» تلفظ میکنند. اگرچه متغیرهای زیادی در اینکه یک شخص کدام حالت را به کار میبرد دخیل هستند، اما سن قطعاً تأثیرگذار است. یک مطالعه نشان داد که افراد جوانتر (نوجوانان و بیستوسهسالهها) نسبت به افراد ۳۰ و ۴۰ ساله، بیشتر تمایل دارند بگویند «workin». جالب اینجاست که وقتی به گروههای سنی بالاتر (۶۰ و ۷۰ ساله) میرسیم، مردم دوباره شروع به استفاده از همان فرم «workin» میکنند؛ به این معنی که این موضوع ممکن است با انتظارات اجتماعی از «حرفهای بودن» در سنین کار مرتبط باشد.
حرفه و شغل
شغل شما نیز یکی دیگر از عوامل مؤثر بر گویش اجتماعیتان است. یک واقعیت کمی تأثربرانگیز درباره زندگی بزرگسالی این است که شما احتمالاً زمان بیشتری را با همکارانتان میگذرانید تا با دوستان و خانوادهتان. بنابراین جای تعجب ندارد که شغلتان تأثیر بسیار قوی و عمیقی بر نحوه صحبت کردنتان داشته باشد. این موضوع میتواند به چند شکل مختلف خود را نشان دهد. واضحترین حالت این است که شغل شما ایجاب میکند یک زبان تخصصی (Jargon) خاصِ آن حرفه را اتخاذ کنید که میتواند هر چیزی از اصطلاحات روزنامهنگاری گرفته تا زبان خاص کارکنان رستورانها باشد. این موضوع تقریباً در مورد هر شغلی صدق میکند. اگر در یک اداره کار میکنید، احتمالاً با اصطلاحاتی مانند «key learnings» (دستاوردهای کلیدی) و «let’s circle back to this» (بعداً دوباره به این موضوع برمیگردیم) به خوبی آشنا هستید که اکنون ممکن است بخشی از گویش اجتماعی شما شده باشند.
مشاغل از نظر میزان رسمیت نیز با هم تفاوت دارند، که این امر تا حد زیادی بر زبان شما تأثیر میگذارد. برای مثال، بین نحوه صحبت کردن وکلا با یکدیگر و نحوه صحبت کردن رانندگان کامیون با یکدیگر تفاوت وجود دارد. با استفاده از همان مثال بخش قبل، وکلا بیشتر احتمال دارد کلمه «working» را به صورت کامل و واضح ادا کنند، در حالی که رانندگان کامیون بیشتر احتمال دارد بگویند «workin». همه اینها به انتظارات اجتماعی در مورد آنچه مردم انگلیسی «صحیح» میدانند، گره خورده است.
جنسیت
محبوبترین باور عامیانه درباره تفاوت میان زبان مردان و زنان این است که زنان در طول روز کلمات بسیار بیشتری نسبت به مردان به زبان میآورند. ابااینحال یادآوری این نکته خالی از لطف نیست که این ادعا در بهترین حالت گمراهکننده، و در بدترین حالت یک کلیشهی جنسیتی است. با این حال، الگوهایی وجود دارد که جنسیت ممکن است بر نحوه صحبت کردن زبانور تأثیر بگذارد. به عنوان مثال، یک مطالعه نشان داده است که مردان بیشتر از زنان از کلمات رکیک یا عامیانه استفاده میکنند، و همچنین مشخص شد که مردان بیشتر از زنان صحبت طرف مقابل را قطع میکنند تا برعکس.
در نظر داشته باشید که مطالعهی زبان مردان و زنان، قرار نیست تفاوت میان جنسیتها را تعریف کند. ممکن است وسوسهانگیز باشد که نمونهی استفاده از کلمات رکیک را تعمیم دهیم و ادعاهای بزرگی مطرح کنیم مانند اینکه «مردان پرخاشگرترند» یا «زنان مؤدبترند». اما در واقع، تمام آنچه این موضوع نشان میدهد این است که جامعه انگلیسیزبان، به دلیل مجموعهای از استانداردهای جنسیتی، مردان را به بیشتر فحش دادن و زنان را به کمتر فحش دادن تشویق میکند. زبانی که ما استفاده میکنیم همواره بازتابی از جامعهی اطراف ما خواهد بود.
طبقه اجتماعی-اقتصادی
این مورد احتمالاً یک عامل کمی دور از انتظار در زبان است، اما طبقه اجتماعی-اقتصادی در واقع میتواند بر گفتار شما تأثیر بگذارد. اولین مطالعهای که این موضوع را اثبات کرد توسط ویلیام لباو (William Labov)، یکی از مشهورترین زبانشناسان اجتماعی که در ایالات متحده فعالیت داشته، انجام شد. لابوف برای انجام این پژوهش، به فروشگاههای زنجیرهای در شهر نیویورک رفت که به افرادی از طبقات اجتماعی مختلف خدمات میدادند. لباو در پی فهم بسامد ملفوظ کردنِ صدای «r» در پایان هجا بود؛ مانند گفتن «car» به جای «cah». در زمان انجام پژوهش او در دهه ۱۹۸۰، تلفظ کردن صدای «r» یک ویژگی «باکلاس و معتبر» (Prestigious) محسوب میشد، اما حذف «r» از ویژگیهای لهجه نیویورکی بود. پژوهش او نشان داد که کارکنان فروشگاه ساکس (فروشگاه مورد علاقهی مرفهان) بیشتر احتمال داشت صدای «r» را تلفظ کنند، در حالی که کارکنان میسی (محل مراجعهی طبقهی متوسط) و اس. کلاین (محل مراجعهی طبقه کارگر) بیشتر آن را حذف میکردند، که نشان میدهد مردم تلفظ «r» را نشانهای از اعتبار و تشخص میدانستند.
روشی که لباو برای این مطالعه در پیش گرفت ممکن است عجیب به نظر برسد. چرا نحوه صحبت کردن کارکنان در فروشگاهها باید چیزی را درباره طبقه اجتماعی نشان دهد؟ اما نکته مطالعه این است که این کارکنان تلاش میکنند به طبقه اجتماعی مشتریان خود خدمات ارائه دهند. همه اینها به انتظارات جامعه بازمیگردد. اینطور نیست که پول شما باعث شود به شکل متفاوتی صحبت کنید، بلکه افرادی که پول بیشتری دارند تمایل دارند به شیوهای صحبت کنند که بازتابدهنده مفهوم «اعتبار و تشخص» در جامعه است.
نژاد
در میان عواملی که در این فهرست گویشهای اجتماعی را تعیین میکنند، نژاد شاید پیچیدهترینِ آنها باشد. و از آنجا که زبانشناسی اجتماعی خود یک حوزه بسیار جوان است، هنوز الگوهای متعددِ تقاطع و برهمکنش نژاد و زبان کاملا شناخته شده نیست. در ایالات متحده، یکی از رایجترین نمونههای گویش اجتماعیِ نژادی، انگلیسی عامیانه آمریکاییهای آفریقاییتبار (AAVE) است. اگرچه سالهای متمادی بسیاری از مردم (سفیدپوست) AAVE را به عنوان «انگلیسیِ دستوپاشکسته» تلقی میکردند، اما این زبان همواره یک گویش اجتماعیِ مدون با مجموعه قواعد منسجم و مختص به خود بوده است.
همچنین مهم است به یاد داشته باشیم که نژاد عاملی نیست که فقط بر گروهی از مردم تأثیر بگذارد. اغلب اوقات، افراد با انگلیسی «سفیدپوستان» به عنوان نسخه خنثی و بیطرف زبان برخورد میکنند، اما چیزی به نام زبان خنثی وجود ندارد. هر یک از عواملی که تا به اینجا در این فهرست ذکر شد، بر تکتک ما تأثیر میگذارد.
و عوامل دیگر
اگر واقعاً بخواهیم تمام عواملی را که میتوانند بر گویش اجتماعی شما تأثیر بگذارند بررسی کنیم، گروههای اجتماعیِ بیشماری برای مطالعه وجود دارند. مشکل اینجاست که این موارد به مرور بسیار جزئی و خرد میشوند. برای مثال، یک مطالعه معروف توسط پنه لوپه اِکرت (Penelope Eckert)، زبانشناس اجتماعی، بر روی دانشآموزان دبیرستانی در مدرسهای نزدیک دیترویتِ میشیگان انجام شد. او در این مطالعه توانست دو گروه اجتماعی عمده را شناسایی کند — ورزشکاران (Jocks) و بچههای عاصی/بیخیال (Burnouts) — و دریافت که گروه دوم واکهها را متفاوت از ورزشکاران تلفظ میکنند. این موضوع شاید پیش پا افتاده به نظر برسد، اما این نکته را به خوبی اثبات میکند که هر اجتماعی که در آن مشارکت میکنید، نحوه صحبت کردن شما را احتمالاً تغییر خواهد داد. گروه دوستان، اعضای خانواده و همکارانتان، همگی گویشهای اجتماعی خاص خود را میسازند که هم بر شما تأثیر میگذارند و هم از شما تأثیر میپذیرند.
چگونه بفهمم از چه گویش اجتماعی (سوسیولکتی) استفاده میکنم؟
همانطور که در بخش قبل مشخص شد، شما تنها با یک «گویش اجتماعی» واحد صحبت نمیکنید. عوامل متعددی نحوه صحبت کردن شما را تعیین میکنند. و این حتی بدون در نظر گرفتن گویشهای جغرافیایی است. اگر همه چیز در زندگی شما یکسان بود اما در جای دیگری به دنیا آمده بودید، به شیوه دیگری صحبت میکردید.
با این حال، مهمترین نکتهای که باید در مورد همه اینها بدانید این است که گویشهای اجتماعی احتمالی (Probabilistic) هستند، نه جبری و قطعی (Deterministic). این بدان معناست که اگر عضو یک گروه اجتماعی خاص هستید، فقط احتمال اینکه به یک گویش اجتماعی خاص صحبت کنید بیشتر است، اما به این معنی نیست که مجبورید آنگونه صحبت کنید. مردان ممکن است در برخی نقاط جهان بیشتر از زنان دشنام دهند، اما این بدان معنا نیست که مردانی وجود ندارند که هرگز دشنام نمیدهند، یا زنانی نیستند که بیمحابا بد و بیراه میگویند. همچنین، شما بسته به اینکه کجا هستید و با چه کسی صحبت میکنید، متفاوت حرف میزنید؛ پدیدهای که به آن رمزگردانی (Code-switching) یا تغییر کد زبانی میگویند. با وجود تمام این پیچیدگیها، هیچ قانون سخت و ثابتی برای نحوه صحبت کردن یک فرد مشخص وجود ندارد. بهترین کاری که مطالعات زبانشناسی اجتماعی میتوانند انجام دهند، یافتن الگوهای کلی در نحوه ارتباط برقرار کردنِ گروههای انسانی است.
انسانها در یک حلقه بازخورد دائمی با زبان گرفتار شدهاند. ما از شیوههای مختلف سخن گفتن برای انتقال هویت خود استفاده میکنیم، اما در عین حال، خودِ ما کسانی هستیم که قوانینِ معنایِ یک نوع صحبت کردنِ خاص را وضع میکنیم. همه ما هم به صورت آگاهانه و هم ناآگاهانه از گویشهای اجتماعی استفاده میکنیم و متأسفانه اغلب اوقات از آنها برای گنجاندن دیگران در قالبها و دستهبندیهای جمعیتی بهره میبریم. زبان بخش مهمی از هویت است، اما همه ما میتوانیم در درک تفاوت میان «نحوه صحبت کردنمان» و «هویت واقعیمان» عملکرد بهتری داشته باشیم.