زبان و تفکر، زبان و اجتماع، زبان و فرهنگ

زبان و تفکر، زبان و اجتماع، زبان و فرهنگ

سررشته‌های زبان‌شناختی

سررشته های زبان‌شناختی

اصطلاحات: دریچه‌هایی به ذهن

اصطلاحات – عباراتی مانند سِرّی را فاش کردن، کسی را سر کار گذاشتن، یا دست از کاری شستن – اغلب به عنوان عباراتی عجیب  در نظر گرفته می‌شوند که معنای آن‌ها را نمی‌توان از اجزایشان استنباط کرد. نظریه‌های سنتی زبان‌شناسی مدت‌ها این اصطلاحات را سازه‌هایی دل‌بخواهی (Arbitrary) می‌دانستند که به

ادامه‌ی سررشته

گونۀ اجتماعی: Sociolect

زبان چیزی فراتر از مجموعه‌ای از واژگان و قواعد دستوری است. زبان سامانه‌ای زنده و پویاست که از سوی افرادی که از آن استفاده می‌کنند، بافت‌هایی که در آن به کار می‌رود، و هویت‌های اجتماعی که از طریق ارتباطات شکل می‌گیرند، ساخته می‌شود.  زبان بازتاب‌دهنده جامعه است، و  یکی از

ادامه‌ی سررشته

زبان‌های ضمیرانداز

زبان‌های ضمیرانداز (Pro-Drop Languages) به زبان‌هایی گفته می‌شود که در آن‌ها ضمیر فاعلی در جملات می‌تواند حذف شود، زیرا اطلاعات فاعل از طریق صرف فعل یا زمینه‌‌ی گفتمانی قابل بازیابی است. در این یادداشت ویژگی‌های زبان‌های ضمیرانداز و الگوهای نحوی و معنایی آن‌ها به اختصار معرفی می‌شوند و زبان فارسی

ادامه‌ی سررشته

تصویرگونگی

تصویرگونگی (iconicity) ناظر بر رابطه‌ی غیرتصادفی یا غیردلبخواهانه صورت نشانه‌های زبانی (Linguistic Signs) با معنای آن‌هاست. این مفهوم نشان می‌دهد که برخلاف دیدگاه سوسوری، که رابطه‌ی بین دال و مدلول را معمولاً دلبخواهانه(Arbitrary) می‌داند، در بسیاری از موارد، صورت واژه‌ها، آواها، یا ساختارهای دستوری می‌توانند معنای خود را بازتاب دهند.

ادامه‌ی سررشته

قانون زیپف در زبان‌شناسی

قانون زیپف (Zipf’s Law) یکی از مفاهیم جذاب و بنیادین در زبان‌شناسی و تحلیل داده‌های زبانی است که به بررسی الگوهای توزیع واژه‌ها در متون و گفتار می‌پردازد. این قانون که توسط جورج کینگزلی زیپف (George Kingsley Zipf)، زبان‌شناس و ریاضیدان آمریکایی، در اوایل قرن بیستم فرمول‌بندی شد، نشان می‌دهد که

ادامه‌ی سررشته

مفهوم نمود در زبان‌شناسی

1-مقدمه کامری[1] (1976) نمود دستوری را شیوۀ  نگریستن به ساختار زمانی درونیِ یک موقعیت می‌داند. چنان‌چه زمانِ دستوری ((tense را از نمود دستوری (aspect) متمایز کنیم : از حیث زمانی، کِی                                                              when Tense: temporally از حیث زمانی، چگونه                                                         Aspect: temporally how (معمولاً در دستور سنتی زمانِ دستوری ((tense را از

ادامه‌ی سررشته