زبان و تفکر، زبان و اجتماع، زبان و فرهنگ

زبان و تفکر، زبان و اجتماع، زبان و فرهنگ

سررشته‌های زبان‌شناختی

سررشته های زبان‌شناختی
اینفوگرافی ساختواژه آمیزه

آمیزه‌سازی: یکی از پویاترین فرایندهای واژه‌سازی در انگلیسی معاصر

آمیزه‌سازی (Blending) فرایندی است که در آن بخش‌هایی از دو یا چند واژه با یکدیگر ادغام می‌شوند و واژه‌ای جدید پدید می‌آورند. واژهٔ حاصل، که «آمیزه» (Blend) نامیده می‌شود، معمولاً بخشی از ساخت آوایی و معنایی هر یک از واژه‌های مبدأ را در خود حفظ می‌کند. برای مثال، واژهٔ brunch

ادامه‌ی سررشته

مقایسه‌ای در رده‌شناسی صرفی زبان‌ها

یکی از قدیمی‌ترین و در عین حال همچنان پرکاربردترین شیوه‌های طبقه‌بندی زبان‌ها، رده‌بندی آن‌ها بر اساس ساخت واژه و شیوهٔ بیان اطلاعات دستوری است. زبان‌ها برای بیان مفاهیمی مانند زمان، شمار، شخص، وجه، حالت دستوری یا مالکیت از راهبردهای متفاوتی استفاده می‌کنند. برخی زبان‌ها این اطلاعات را عمدتاً از طریق

ادامه‌ی سررشته

مقدمه‌ای بر «گذرایی» در زبان‌شناسی نقش‌گرای هالیدی

گذرایی یا فرایندمندی (Transitivity) یکی از بنیادی‌ترین و متمایزترین مفاهیم در زبان‌شناسی نقش‌گرای نظام‌مند (Systemic Functional Linguistics) یا دستور نقش‌گرای نظام‌مند است که توسط مایکل الکساندر کرک‌وود هالیدی (M.A.K. Halliday) مطرح شد. برخلاف برداشت سنتی (برداشت غالب در دستور سنتی) از گذرایی که آن را صرفاً به متعدی یا لازم

ادامه‌ی سررشته

دوزبان‌گونگی (دیگلوسیا)

دوزبان‌گونگی (diglossia) یکی از مفاهیم بنیادی در زبان‌شناسی اجتماعی است که به وضعیتی اشاره دارد که در آن دو گونهٔ زبانی متمایز—یا گاهی دو زبان نزدیک به هم—در یک جامعهٔ زبانی به‌طور هم‌زمان وجود دارند، اما هر یک کارکرد اجتماعی متفاوتی بر عهده دارند. در چنین وضعیتی، استفاده از هر

ادامه‌ی سررشته

مقوله‌های شعاعی در زبان‌شناسی شناختی

یکی از مهم‌ترین دستاوردهای زبان‌شناسی شناختی، تغییر بنیادین در نگاه به «معنا» است. در این رویکرد، معنا نه یک ساختار صوریِ مستقل از انسان، بلکه پدیده‌ای شناختی، تجربه‌محور و عمیقاً وابسته به بدن، ذهن و فرهنگ تلقی می‌شود. زبان‌شناسی شناختی بر این باور است که زبان بازتابی از شیوه‌ای است

ادامه‌ی سررشته

اشاره‌ای کوتاه به نظر مارتین هاسپِلمات دربارۀ نشان‌داری در زبان

اگر مدتی را صرف مطالعه درباره زبان‌شناسی کرده باشید، احتمالاً به این ایده برخورده‌اید که شماری از واژه‌ها یا صورت‌های دستوری «نشان‌دار» (Marked) هستند، در حالی که برخی دیگر «بی‌نشان» (Unmarked) به شمار می‌روند. معنای این تقسیم‌بندی چیست؟ در این یادداشت گشتی در مفاهیم نشان‌گذاری (Marking) و نشان‌داری (Markedness) می‌زنیم

ادامه‌ی سررشته