زبان و تفکر، زبان و اجتماع، زبان و فرهنگ

زبان و تفکر، زبان و اجتماع، زبان و فرهنگ

عبدالعظیم قریب گرگانی

زبان فارسی – بخش دوم

تقی ارانی

بازنشر پس از ۱۰۱ سال
انتشار نخست: مجلۀ ایرانشهر، سال دوم، شماره‌ی ۶-۵

عقیدۀ نگارنده راجع به تکمیل و مستقل‌ ساختن زبان فارسی بشرح ذیل است: اولاً در بارۀ لغات معمولی باید آنچه ممکن است لغات فارسی را جمع‌آوری کرده بکار برد و آنچه دسترس بلغات فارسی نداریم و از داشتن آنها ناگزیریم لغات عربی را قبول کرده ولی عدۀ آنها را معین و محدود کنیم بعبارت دیگر آنها را رسماً بشناسیم و همان معامله را که با کلمات فارسی میکنیم با آنها نیز بنمائیم یعنی اگر يک كلمۀ مفرد را مثلاً قبول میکنیم انرا [آن را] به «واو و نون» و «یا و نون» و جمع مكسر مانند عربی جمع نبندیم بلکه علامت جمع فارسی یعنی «ان» و «ها» را بکار بریم و همچنین کلمات بیگانه را در هر موردی تابع قوانین گرامری فارسی کنیم و اگر بخواهیم کتاب لغتی برای کلمات فارسی بنویسیم آن کلمات را نیز جزء آن قرار دهیم منتها ممکن است مانند سایر زبانها در کتاب لغت علامتی روی کلماتی که از زبانهای بیگانه گرفته شده‌اند گذاشته شود.

ثانیاً دربارۀ لغات علمی باید اصطلاحات بین المللی را قبول کرد. توضیح آنکه چون ما مجبور هستیم علوم جدیده را از اروپائیها اتخاذ کنیم و اصطلاحات معموله در این علوم نه در زبان فارسی و نه در زبان عربی موجودند ما باید بیکی [به یکی] از سه وسیله متوسل شویم یا از خود لغت وضع کنیم یا اصطلاحاتی از فارسی و عربی بطور مسامحه (چون عین اصطلاحات در این زبانها وجود ندارند) در مقابل اصطلاحات علمی بکار [به کار] بریم و یا بالاخره عين اصطلاحات اروپایی را قبول کنیم. بعقيدة من طريقۀ اخير بهتر است چه اولاً لغات علمی اروپایی میان تمام ملل متمدنه قبولت عامه دارند بنابرین برای استفاده از کتب علمی ملل دیگر اصطلاحات بين‌الملل كمک زیاد میکند ثانیاً اگر ما بخواهیم اصطلاحات وضع کنیم چنانکه ذکر شد بطور [به طور] مسامحه و دور از مفهوم اصلی خواهد بود چنانکه کلمۀ «انرژی» را بعضی شهامت و برخی أثر و غیره ترجمه کرده اند در صورتیکه مفهوم انرژی با مفهوم این کلمات تفاوت زیاد دارد و بعقيدة [به عقيده] من بهترین ترجمه که برای کلمۀ انرژی میتوان یافت همان خود کلمۀ انرژی است و همچنین است سایر اصطلاحات علمی. ولی نباید در اینجا يك مطلب را نا گفته گذاشت و آن اینکه ملل متمدنه تماماً این اصطلاحات را از دو زبان لاتینی و یونانی گرفته مطابق زبان خود تغییراتی در آن داده‌اند پس بهتر آن است که ما هم این لغات را از دو زبان فوق‌الذکر بگیریم و گرنه دو چار [دچار] اشکال زیاد خواهیم شد زیرا عده‌ای که بزبان فرانسه مثلاً آشنا هستند اصطلاحات فرانسه و عدۀ دیگر انگلیسی و جمعی آلمان و غیره را استعمال خواهند کرد بقسمیکه [به قسمی که] چهار جوان ایرانی ممکن است دور هم جمع شده و هر چهار عالم بيک [به يک] علم باشند ولی چون با زبانهای مختلفه تحصیل کرده‌اند حرف یکدیگر را نفهمند. همین اشکال در اصطلاحات معمولی نیز موجود است مثلاً ایستگاه راه آهن را در نواحی آذربایجان بمناسبت همسایگی با روسها «واگزال» و در طهران بواسطة [به واسطه] دخالت بلژیکی ها «کار» میگویند و اگر فردا عده‌ای از محصلینی که در آلمان هستند مراجعت کنند «بانهوف» خواهند نامید. بنابراین ما باید بسر چشمه [به سرچشمه] رجوع کنیم و از يك ملت معینی کسب اصطلاحات نکنیم بلکه همواره باید مرجع ما همان دو زبان لاتینی و یونانی باشد .

شرح فوق را میتوان چنین خلاصه کرد که ما آنچه لغت داریم بکار انداخته و آنچه نداریم از زبانهای دیگر (عربی و لاتینی و یونانی) گرفته به کالبد فارسی در آوریم و قوانین زبان خود را باسلوب ساير زبانهای آریائی و السنۀ مغرب زمين ترتيب دهيم تا بداشتن [به داشتن] يك زبان مستقل موفق گردیم و گر نه هر کسی که بخواهد فارسی کامل تحصیل کند ابتدا باید مدتها برای آموختن زبان عربی زحمت بکشد بعد فارسی تحصیل کند پس از تمام این زحمات مشاهده خواهد کرد که باصطلاحات [با اصطلاحات] جدید اشنا نیست پس باید یکی از زبانهای اروپائی را نیز تحصیل کند. چیزی که از تمام این اشکالات جلوگیری میکند این است که برای فارسی يک لغت جامع مطابق شرح فوق تهیه نمود، آنرا از زبانهای دیگر بی‌نیاز کرد. چون عجالهً آکادمی نداریم طریقۀ عملی برای این کار این است که هر کس تا می تواند لغات ساده فارسی را مصطلح کرده بکار بردن آنها را اعلان و پیشنهاد کند و از حملۀ دیگران نیندیشد چه عاقبت آفتاب حقیقت از زیر ابر باطل بیرون آید و تندرست از ناخوش جدا کند. من در اینجا برای نمونه به پیشنهاد چند کلمه ذیل مبادرت می‌ورزم :

دانشستان:

مدرسة عالى (أونی ورسيته)

دانشی:

محصل در مدرسه عالی

دبستان:

مدرسه ابتدائی و متوسط

دبستانی:

محصل دبستان

ببخشید ، پوزش:

پاردون، معذرت میخواهم

سپاس گزارم ، سپاس دارم ، سپاس:

مرسی، متشکرم

درزی (این کلمه در حوالی آذربایجان معمول است):

خیاط

 متذکر میشود که در بارۀ زبان فارسی جوانان ایرانی نبايد يک نكته مهم را فراموش کنند و آن اینکه این زبان علاوه بر پیش آمدهای فوق الذکر رواج اولیۀ خود را نیز از دست داده وسعت قلمرو آن کوچکتر شده است. یعنی پیش آمدهای تاریخی در بعضی نقاط اهمیت آنرا از بین برده چنانکه در نواحی قفقاز بواسطۀ استیلای روسها و تبلیغات ترک‌ها تقريباً اثری از زبان شیرین ما باقی نمانده در صورتیکه این نواحی عدۀ [عده‌ای] از سخنوران بزرگ فارسی زبان را پرورش داده اند مثلاً از شهر شیروان حکیم خاقانی شیروانی بر خاسته که احساسات ایراندوستی وی از قصیده‌ای که در مقابل خرابه های مدائن سرود، بر هر شخص تيزبين آشكار و روشن است. ولی اگر امروز باد صبا پیغام جمال الدین اصفهانی را بشهر شیروان برد، مرد سخندانی که سخن او را فهمیده باو [به او] جوابی دهد وجود ندارد. نیز شهر گنجه حکیمی مانند نظامی گنجوی را پرورش داده که از شعرای درجه اول ما و نخستين شاعر رمانتيک زبان فارسی است. با این حال امروز در این نواحی اثری از زبان فارسی نیست. و نیز در شهرهای ترکستان مانند بخارا و مرو و غیره که مهد پرورش عده‌ای از شعرای بزرگ ما از قبیل رودکی و غیره هستند و همچنین در افغانستان نزديک است که تبلیغات ملل دیگر زبان ما را از بین برد. پس مردان فداکار و ملیت‌دوست ما باید جان‌نثاری کرده برای تبلیغ زبان فارسی از فرستادن معلمین فارسی زبان و انتشار رساله های مجانی و ارزان در این نواحی خودداری نکنند.

درینجا [در اینجا] بی‌مناسبت نمیدانم که از خدمات یکی از استادان زبان و ادبیات فارسی اظهار قدردانی کرده وظیفه حقشناسی را بجا بیاورم:

چنانکه در صفحات فوق شرح دادیم یکی از بزرگترین خدمات بزبان فارسی نوشتن قواعدی است که بطرز [به طرز] دستور زبانهای آریائی باشد اول کسیکه باینکار [به این کار] پر زحمت اقدام کرده حضرت ادیب بزرگوار جناب میرزا عبدالعظيم‌ خان گرگانی معلم فارسی و ادبيات دارالفنون بود که این فکر مقدس خود را در کمال خوبی انجام داد و يک دوره دستور باسلوب [به اسلوب] السنۀ مغرب در چند جلد برای زبان فارسی تألیف کرد و هر کس دورۀ این دستور و ترتیب تقسیمات آنرا ملاحظه نماید و فکر بلند مؤلف را در انتخاب این اسلوب و زحمات او را در وضع قوانین و جمع آوری امثله و غیره دقت کند انصاف خواهد داد که حضرتش زنده کنندۀ زبان فارسی است.

از خدمات دیگر دانشمند محترم اینکه قطعه‌های منتخبه از نظم و نثر بزرگان و ادبا جمع کرده در چند جلد تدوین نموده و در نتیجۀ این زحمات تحصیل زبان فارسی سهلتر و رواج آن بیشتر شده است. تألیفات دیگر نیز دارد که مانند كتب فوق كلاسيک میباشند از جمله یکدوره تاریخ شعر است که در مدرسه دارالفنون تدریس میشود و هنوز بطبع نرسیده. افتخار تحقیق اولین شاعر بعد از عرب نیز چنانکه دیدیم با این بزرگوار است. قسمت عمدۀ عمر گرانبهای خود را در مدارس عالی طهران به تعلیم و تربیت جوانان ایرانی صرف نموده امروز هم با نهایت دلخوشی در محیط قدرناشناس ایران باین [به این] امر شریف اشتغال دارد. البته باید علاقه‌مندان بایران از این خدمتگذار [خدمت‌گزار] معنوی قدردانی کرده زحمات او را با مراتب تقدیر خود جبران کنند، نگارنده هم با این بیان قاصر تشکرات خود را به پیشگاه دانشمند محترم و آموزگار معظم تقديم میدارم.

عبدالعظیم گرگانی ملقب به عبدالعظیم قریب

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *