پیوست ویژهنامهی زبان و فرهنگ
ویدیو: بریدهای از فیلمِ
Inglourious Basterds
تصویر سمت چپ: برگرفته از فیلم پیشگفته
تصویر سمت راست: برگرفته از پژوهشِ
Cultural similarities and specificities of finger counting and montring: Evidence from Amazon Tsimane’ people, Cipora et al., 2023
■
چند دقیقه پیش از این بریده، هویت بریتانیاییِ ستوان آرچی هیکاکس، که خود را سروانی آلمانی معرفی کرده است، لو رفته است؛ آنچه او را لو میدهد، برخلاف انتظار، لهجهی نامتعارف آلمانیاش نیست؛ تااینجای کار توانسته است این لهجه را ویژگیِ گویش منطقهایِ زادگاه ادعاییاش جا بزند. آنچه دست او را رو میکند از آنِ نظام نشانهشناختی دیگری است؛ آنجا که برای نشاندادن “سه” با انگشتان، بهشیوهای “خودکار” و نااندیشیده، از ژستی بهره میبرد که ژست رایج آلمانیها نیست و ایشان آن را “طبیعی و “بهتر از هر ژست دیگر” نمیدانند. سه انگشتی که او برای نشاندادن “سه” برمیگزیند (انگشتان حلقه یا انگشتری، میانی و اشاره) گزینش متداول بریتانیاییها و آمریکاییهاست؛ آلمانیها اغلب “سه تا” را با ترکیب دیگری از انگشتان (شست، اشاره و میانی) بیان میکنند.
آرچی هیکاکس پس از این گافِ فرهنگیِ مرگبار سخت میکوشد که افسر آلمانی را از مقابله بازدارد؛ این کوششها بیآنکه ضرورتی در کار باشد همچنان “به آلمانی” در جریاناند. افسر نازی از سازش سر باز میزند و آماده است خود و ستوان بریتانیایی را به کشتن دهد؛ چهره و زبان او بهراستی مصمماند. هیکاکس یکیدو ثانیه درنگ میکند و در طول ناچیزِ این درنگ چشمان افسر آلمانی را بهتمامی درمینوردد و بهروشنی درمییابد که خود تا دقیقهای دیگر خواهد مرد. از پسِ این دریافتن است که ستوان هیکاکسِ بریتاتیایی میآغاز به انگلیسی سخنگفتن؛ این تصمیم و لحظهای است که پیش از این نیز شماری از منتقدان از آن با تعابیری از دست آرامگرفتن در آشناییهای زبان مادری یا همراهشدن با معاشرِ دیرینه یاد کردهاند. هیکاکس میآغازد به سخنگفتن به انگلیسی؛ گویی نمیخواهد پایان عمر را در جغرافیای زبانی بگذراند که آنانکه نزد او “بخشندگان عمر” به شمار میروند، به آن راهی ندارند؛ گویی میخواهد خطی از بشارت را تا دمِ مرگ بکشاند؛ میخواهد در همان زبانی بمیرد که با آن پا به جهانِ نمادین و غیرنمادین گذارده است؛ سیگار را میگیرانَد و از زبان کام میگیرد؛ پیداست که نمیخواهد ناکام بمیرد.